ئاڵەکۆک

هێمن تەنیا add_a_photo
من نیستم آدم ترسویی
ولی از آدم بودنم میترسم
از دلداده شدن باکم نیست
از مجنون شدنم میترسم

ترسی از شدت عاشق شدن
در ویرانه این دل نیست
ولی از آمدن و رفتن،
و جدا شدنم میترسم

عاشق خندە و تبسم و
دلشاد شدنم هر لحظه
ولی از ریختن اشک و
گریه کردنم میترسم

من از تنهایی و سردی و
تاریکی باکم نیست
اما از روز روشن
بی یار شدنم میترسم

من از مرگ و نیستی
هراسی به سرم نیست
ولی از هر لحظه و
هزار بار مردنم میترسم

من ترس ندارم
که تنها شوم و تنها بمیرم
اما از بی تو بودن و
بی هم بودنم میترسم

من از اینکه تو
دلت خوش باشد خوشحالم
ولی از یک لحظه
پیش تو نبودنم میترسم

من از زندگی و
نفس کشیدن دلشادم
ولی امروز بە بعد
از سردرگم بودنم میترسم
نووسین: هێمن نیک بین

پەراوێز edit