موی زیبای تو دیدم
مست و حیران گشته ام
جان من چون تو نبودی
لش و بی جان گشته ام
در نگاه نافذت
شیرین و لیلا دیده ام
من نه فرهادم نه مجنون
لیک چو آنان گشته ام
تو به مانند ذلیخا
عشق یوسف طالبی
من بدون معصیت
در بند و زندان گشته ام
چشم زیبای تو آهو
گنج پنهان در زمین
در فراق و دوری از تو
نابه سامان گشته ام
هر کجا که تو روی و
هر کجا مانی عزیز
فاصله ها را شکستم
همچو طوفان گشته ام
شوق و نور چشم من،
گرمی قلب و جانم
در جنگ میان من و تو
شهید میدان گشته ام
از خدا من طلبیدم
پاکی یک عشق را
او تورا تقدیم کرد، من
معبود یزدان گشته ام
مست و حیران گشته ام
جان من چون تو نبودی
لش و بی جان گشته ام
در نگاه نافذت
شیرین و لیلا دیده ام
من نه فرهادم نه مجنون
لیک چو آنان گشته ام
تو به مانند ذلیخا
عشق یوسف طالبی
من بدون معصیت
در بند و زندان گشته ام
چشم زیبای تو آهو
گنج پنهان در زمین
در فراق و دوری از تو
نابه سامان گشته ام
هر کجا که تو روی و
هر کجا مانی عزیز
فاصله ها را شکستم
همچو طوفان گشته ام
شوق و نور چشم من،
گرمی قلب و جانم
در جنگ میان من و تو
شهید میدان گشته ام
از خدا من طلبیدم
پاکی یک عشق را
او تورا تقدیم کرد، من
معبود یزدان گشته ام